تا الان دقت نکرده بودم چققققدر اسمت قشنگ و جالبه(پندبار اسمشو با خودتون تکرار کنید:!)
و چقدر حسه غریبیه تو این لحظه واسم.. آدمو ب 10 سال پیش میبره--_____--
عه الان یهو یادم افتاد ی عادل نامی هم داشتین

الان نگین اومد تو گروه دیوانگان فرزانگان() گفت ایلان ماسک گفته دوج کوین بسفارش! خلاصه که من و فاطمه.م هم شریکی خریدارییم ۴۰۰ تومن و تو لحظه اول ۴ تومن سود کردیم=) خلاصه که الان ما سه تا دوجکوین دار شدیم البته که ما که سر درنمیاریم و من ک کلا شوتم تو مفهومش حتی ولی خب قراره نگین مدیر انورمالی مون بشه بگه چیکار کنیم
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
یادش بخیر..اوتموقع سایت مدرسه که میرفتیم چقدر احساس خفن بودن میکردیم وقتی میدیدم دورتا دور و وسط سالنش کامپیوتر چیدن...
سرکلاس برنامه نویسی کارمیرفتیم سایت playgame.net و بازی های باربی طور بازی میکردیم...حواسمون بود که استادمون گیر نده
چققققدر بی دغدغه بودیم ناموسا
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
۱۲ فروردین ۹۹ ه
یک ماه و نیمه که بخاطر کرونا قرنطینه ایم و دانشگاها و همه جا تعطیل شده
وسط این اوضاع دیروز عصر یهو ابرایه عجیبی تو آسمون دیدم ک مثل اینکه اسمشون earthquake cloudsه و قبل زلزله های سنگین ایجاد میشن...ترسناکتر این ک شبش زلزله اومد و وقتی داشتیم تو گروه دیوانگان فرزانگان راجع بش حرف میزدیم و همه گرخیده بودیم ساعتایه ۲ونیم همزمان یه زلزله حس کردیم...و حالبتر این ک سایت لرزه نگار چیزی ثبت نکرده بود
اینم شانس مایه
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
۱۴۰۰ شد!
خیلی این روزا ذهنم درگیره که واقعاااا چی میخوام از زندگی...
میخام چجوری زندگی کنم...
بنظرم خیلی وقتا اجبار چیزه خوبیه...مجبوری باشی ی مسیری رو انتخاب کنی...یا اقلا بدونی بهترین راه برات چیه...یا حتی این که راه دیگه ای پیش روت نباشه...
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
فاطمه.م گولمون زود بردمون اسپاخو
با فرخنده و فاطمه.ر
بنظرم باید همونجا ک منو رو دیدیم پا میشدیم برمیگشتیم...
آخه فاااکینگ ۱۴۰ هزارتومن برا پنیر و گوشت چرخکرده و ژامبون:||||
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
برچسب: نمیمیرین,
نویسنده: آرتین ایمانی
غم دی رفت و غم های بهار در راه است...شاید هم غم های تابستان!
هفته معلم بودش گفتم یادی هم بکنیم از دبیرای محترممون که واقعن پارسال همشون خوب بودن...
خانم ساسانی که مظهر جنبه بودن!و با شوخیای ناشیانه و افتضاح بچه های ما میساختن و پس از فرار ما!!!از ک
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
ساحل عجقم پست بذار کامنت میذاری اونم خصوصی؟؟؟؟؟ کچل...
فاطمه خوبی مادر جان؟؟؟؟؟؟ فدا سرت ...
فرخنده جان خوبی فف ؟؟؟؟؟
چیکتا و چگین و بهار و ..... نفس بکشین یکم
برچسب: میاد؟؟؟؟,
نویسنده: آرتین ایمانی
چه جالب واقعا ک با این ک نیومدم خیلی وقته ولی رمزم یادم بود.........
چجوری ی زمانی اینقد مطلب واس گفتن داشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیتونم چیزی بگم الان:/
بذا خاظره بازی کنیم از سالای دبیرستان:
واس المپیاد میخوندیم تو کتابخونه بعد مدل حل سوال و تمرین نگین اینجوری بود ک کتابو جلوش باز میکرد و بعد ی ساندویجو شروع میکرد ب خوردن و ب ی جا خیره میشد
یهو یادم افتاد
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی
نویسنده: nikta - Sat 11 Nov 2017
تا الان دقت نکرده بودم چققققدر اسمت قشنگ و جالبه(پندبار اسمشو با خودتون تکرار کنید:!)
و چقدر حسه غریبیه تو این لحظه واسم.. آدمو ب 10 سال پیش میبره--_____--
عه الان یهو یادم افتاد ی عادل نامی هم داشتین
برچسب:
نویسنده: آرتین ایمانی